ناصر الدين منشى كرمانى

مقدمه 5

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )

التفاتى مشفقانه فرمود و بر مسند صدارت بر پهلوى خويش اجلاس نمود » واضح مىشود كه او در اواخر كار دولت قراختائيان از كرمان بعراق آمده و در خدمت زين الدين ماسترى و بعضى ديگر از امراى اولجايتو راه يافته بوده است . مؤلف در تتمه‌اى كه بعد از چهار پنج سال بر كتاب خود نوشته و ما آن را در آخر اين نسخه بچاپ رسانده‌ايم مىگويد كه مدت هفده سال است در خدمت خاندان ملك ناصر الدين محمد بن برهان و پسر او قطب الدين نيكروز بسر مىبرد و از انعام و اكرام ايشان متنعم است . « 1 » ملك ناصر الدين محمد بن برهان را اولجايتو در سال 703 اندكى پس از جلوس و بعد از آنكه قطب الدين شاه جهان را از پادشاهى كرمان عزل نمود بايالت آنجا فرستاد و چون ناصر الدين منشى تتمهء تاريخ خود را چنان كه عنقريب بيايد در سال 720 نوشته پس هفده سال قبل از آن با همان سال 703 كه سال انتصاب ملك ناصر الدين بايالت كرمان است مقارن مىشود و همين اشاره مىفهماند كه مؤلف از حدود 703 باز در كرمان در دستگاه ديوان داخل شده و در 710 كه پسر محسن حلبى جوهرى از طرف اولجايتو به تحصيل اموال كرمان آمده و پس از يك سال پسر خال خود را نايب خويش كرده دچار زحمت كلى گشته و در 715 در « مقام محمود آباد گايارى » كه محل آن درست معلوم نشد محبوس و گرفتار شده و دو هزار دينار « جرمانهء گناه ناكرده و غرامت سخن ناگفته » از او گرفته‌اند . « 2 » در همين تاريخ 715 است كه مؤلف به خدمت امير بزرگ ايسن قتلغ نوپان از امراى بزرگ اولجايتو و ابو سعيد پيوسته و سمط العلى را در اواخر سال 715 بنام او شروع كرده و در ظرف يك ماه در اوايل سال 716 بانجام رسانده است . « 3 » چنان كه از تتمهء سمط العلى بر مىآيد مؤلف پس از آنكه قطب الدين نيك روز

--> ( 1 ) ص 102 از متن ( 2 ) - ص 99 100 ( 3 ) صفحات 7 و 9 و 97 از متن كتاب